بگذارید فرایند خرید یک دستگاه در ایران را با همین فرایند در کانادا مقایسه کنم: فرض کنید شما یک استادان دانشگاه هستید. که یک پروژه تعریف کرده اید. بر مبنای این پروژه، طبعا خرید یک سری وسایل و دستگاه ها پیش بینی می شود. مدل و مارک دستگاه مورد نیاز خود را باید (معمولا از اینترنت) پیدا کنید. اگر کمپانی تولید کننده در ایران نماینده داشت که هیچ وگرنه باید با یک شرکت داخلی صحبت کنید و بگوید نمایندگی آن شرکت را بگیرد تا از آن شرکتِ داخلی، خرید انجام گیرد! البته در این مرحله یک نکته حائز اهمیت است: پول چایی فراموش نشود!
البته این روال برای این است که یک شرکت دم دست وجود داشته باشد که خدمات پس از فروش (آموزش، تعمیرا، تامین لوازم و مواد مصرفی ...) حتما انجام شود. ولی انصافا پیش خودتان فکر کنید که این شرکت با این سابقه چند ساعته در مورد دستگاه شما چه خدمات شایانی را می تواند به شما ارائه دهد.
بعد لیست خرید به همراه دلایلی که برای خرید وآن وجود دارد به تایید گروه، دانشکده و دانشگاه می رسد. بعد از تایید لیست به بخش خرید (معمولا خارجی) داده می شود. استاد باید یک پرفورما از شرکتی که می خواهد و دو پرفورمای دیگر از شرکتهای رقیب داشته باشد. بعد نماینده خرید خارجی به شرکت ایرانی سری زده و احتمالا صحبتها و قولهایی را رد و بدل می کنند. (فکرهای خوب خوب نکنید، معمولا آنها هم پول چایی خود را می خواهند) اگر به نتیجه نرسند این حق را دارندکه از شرکت دیگری حتی مدل دیگری را خرید کنند. بعد قضیه مدتها مسکوت می ماند تا نوبت خرید برسد. معمولا این دوره دو سه سالی طول می کشد! بعد یک روزی که شما انتظارش را هم ندارید و اصلا پروژه یا تمام شده یا شما یادتان رفته دستگاه را می آورند!
البته این حالت خوش بینانه خرید بود. بارها و بارها استادانی را دیده ام که یک دستگاه را که دیده اند گفته اند: چه جالب ما هم این دستگاه را می خواهیم! و البته درخواست خریدش را هم داده اند. بدون این که فکر کنند حالا این دستگاه عالی به چه دردشان می خورد؟
تا يادم نرفته بگويم كه در ايران براي خريد دستگاه دو جور بودجه وجود دارد: بودجه دانشگاه كه هر سال يك مقدار معيني است و بودجه پروژه كه دست استاد براي خرج آن بازتر است و البته به نوعي هم مال استاد محسوب مي شود.
بعد از خرید دستگاه باید به دنبال یک جا برای آن باشید. بسته به اندازه دستگاه و جای دانشگاه بین چند روز تا چند سال طول می کشد! اگر کسی دنبال دستگاه نباشد که اصلا هیچ وقت نصب نمی شود. این نصب را هم معمولا خارجی ها و گاه گداری که دستگاه خیلی ساده است، شرکت ایرانی انجام می دهد. بعد می رسیم به آموزش که معمولا یک چیزی در حد کلید روشن و خاموش و یک اپراتوری خیلی ساده سر هم می شود و تمام. اسم نمی برم ولی یکی از دوستان می گفت مهندس شرکت (البته یک آقای خارجی) وقتی دستگاهشان را تنظیم می کردد آنها را از اتاق بیرون انداخته بود!
حالا اگر دستگاه احتمالا ایرادی پیدا کند خیلی قضیه جالب می شود. معمولا هم مشکلات پیش آمده خیلی ابتدایی و پیش پا افتاده هستند. طرف خارجی بعد از یکی دو بار به شرکت ایرانی می گوید: این همه پول گرفتی، تو چه نماینده ای هستی؟ خودت یک کاریش بکن. شرکت ایرانی که معمولا توانایی برطرف ردن مشکل را ندارد. این حرف را هم که نمی تواند بزند، شروع می کند به ایراد گیری. "شما به دستگاه دست زدید!، هوا بد است!، دستگاه را باز کرده اید و .." خلاصه تقصیر شما است. دستگاه را جمع کنید و تحویل انبار! البته اگر این اتفاق هم نیافتد بعد از اتمام پروژه معمولا دستگاه را به انبار تحویل می دهند! (البته نه در مورد دستگاه هایی که مورد استفاده زیادی دارند)
البته گاها چندنفری هم با عنوان آموزش دستگاه به خارج از کشور سفری می کنند و بعد از 10 – 12 روز تفريحات سالم (شك نكنيد كه سالم اند! يكبار به طور اتفاقي از يكي از همين آقايان به اصطلاح استاد شوخي هاي با معنايي در مورد چند تا دختر چيني در استخر كمپاني در روز آخر آموزش!؟ شنيدم) یاد می گیرند چطور دستگاه را روشن خاموش کنند.
حالا این فرایند در کانادا به چه صورت است:
شما به یک دستگاه نیاز دارید. باید بگردید ببینید کدام دانشگاه (و نه کمپانی) این دستگاه را دارد. یک جمله معروف دارند که می گوید: اگر برای دانشجو رولزرویس اجاره کنید و برای انجام آزمایش به دانشگاهی در هزار کیلومتر دورتر بفرستیدش باز هم از خرید دستگاه ارزانتر در می آید! روابط بین دانشگاهی اینقدر قوی است که این کار به راحتی صورت می گیرد. (دقیقا بر خلاف اینجا که هم باید پول بدهید و هم کلی مکاتبات عجیب غریب و منت و ... دارد. آن هم برای آزمایشات معمولی. بقیه را که بی خیال بشوید) حالا فرض کنید که تعداد آزمایشات شما خیلی زیاد است یا به علتی باید دستگاه را بخرید. در این صورت خودتان یا شاگردتان باید حدود سه ماه به دانشگاهی که این دستگاه را دارد بروید. اپراتوری و تعمیرات ابتدایی آن را یاد بگیرید. حداقل یک مقاله با دادهای آن چاپ کنید تا اجازه خرید به شما بدهند. تازه اگر پول پروژه به آن برسد. خرید معمولا خیلی سریع انجام می شود و شما بین سه روز تا یک هفته آموزش می بینید. البته فک رکنید که این آموزش برای کسی که سه ماه با دستگاه کار کرده چه آموزشی باید باشد! فکر کنم روزی 10 هزار یورو بی ارزد. هر نوع مشکلی در کارکرد دستگاه به سرعت توسط وکلای دانشگاه پیگیری می شود.
ادامه دارد...
پی نوشت: اگر احتمالا دوستی اطلاعات بیشتری در مورد سایر کشورها دارد خوشحال می شوم کامنت بگذارد.
+ نوشته شده توسط امید در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت
2:19 |